مرور خاطرات گذشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــته  

سلام داشتم خاطرات خوش گذشته را مرور می کردم ک گفتم شماهایی که اون خاطرات خوش را یادتون رفته بیاید و ببینید و شاید اون خاطرات یادتون اومد.
 
 
آه افسوس  ؛   واقعا که چقدر خوب بود   
 
برای دیدن خاطرات به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

ادامه مطلب  

خاطرات  

خاطرات تو همانند دکتریست که
من بابت مریضی ام فقط به او سر میزنم !
جالب اینجاست که من هر روز مریضم و دکتر هم تسکین بلند مدّت نمیفهمد •


ﺁﺩﻡ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺩﺍﺭ
ﺩﯾﮕﻪ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺍﻭﻥ ﺁﺩﻡ ﺳﺎﺑﻖ ﻧﻤﯿﺸﻪ
ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ …•


مرا که میشناسی
وسواس دارم
وقتِ رفتن تمام خاطرات را تا میکنم
میگذارم کنجِ گنجه
بویِ نفتالین که مشامشان را پر کند
تمامِ بیدها مجنون می شوند!

ادامه مطلب  

آموزش ساخت یک عکس دست ساز  

در این آموزش مطالب و نکات اصلی و پایه در مورد دست کاری عکس و اینکه چگونه می توان با ترکیب چند عکس ، یک عکس دست ساز ایجاد نمود را به شما یاد خواهیم داد .جزییات آموزش- برنامه: Adobe Photoshop CS4- سطح آموزش: پیشرفته- زمان مورد نیاز برای تکمیل طرح: 2 ساعت
دانلود

ادامه مطلب  

مسلمانان مسلمانی ز سر گیرید که کفر از شرم یار من مسلمان وار می اید...  

خدایا از کی ما از تاسوعا و عاشورا فقط نذری هاش یادمون موند؟
خدایا از کی ما از عاشورا آزار رسوندن به خودمون و دیگران به هربهانه ای را یاد گرفتیم؟
خدایا از کی ما از امام حسین قضا شدن نماز ظهر عاشورا را به بهانه ی عزاداری یاد گرفتیم؟
خدایا از کی از مقتل خوانی ضجه زدن و گریه کردن برا مزخرفاتی که یه عده میگن و یاد گرفتیم؟ ( یعنی مداح خودشو خفه میکنه، هر داستان و فیلم سینمایی که خواست تعریف میکنه تا از مردم گریه کنن؛ حاجی چند میگیری گریه کنی؟؟!!)
خدای

ادامه مطلب  

درد لگن : علت و درمان  

 
منظور از درد لگن در زنان و مردان،  درد در پایین ترین بخش شکم و لگن است. در صورتی که از شما بخواهند مکان درد را نشان دهید، باید دست خود را روی کل ناحیه قرار دهید نه یک نقطه مشخص. درد مزمن لگن در ناحیه لگن، ناحیه زیر ناف و بین کفل ها که شش ماه یا بیشتر دوام دارد. درد مزمن لگن می تواند نشانه بیماری دیگری باشد یا خود یک بیماری باشد. علت درد مزمن لگن اغلب به سختی تشخیص داده می شود. در صورتی که منبع درد مزمن لگن مشخص شود، درمان با تمرکز بر علت درد انجام

ادامه مطلب  

 

مدتهاست با خود کلنجار میروم تا برایت بنویسم.سخت است بغض گلویت را گرفته باشد چشمانت پر از اشک باشد و دلتنگ....دلتنگ تمام لحضات و خاطرات.روزها باخود زمزمه میکنم یادم تو را فراموش اما فراموش ناشدنی است این دلدادگی.کاش میدانستی سر تمام حرف هایم ایستاده ام.تا ابد میمانم شاید برگردی........

ادامه مطلب  

چالش اسید شناسی !  

واسه قضیه اسید پاشی یه سرچ ساده کنید و بزنید بی بی سی ریز جزییات ! البته خفیف تر از چیزی که حقیقت داره متوجه میشید !
اما گروهای تو وایبر و واتس اپ که هر شب داریم راجبه ش بحث میکنیم ترس و استرسو خیلی بیشتر بالا میبره ! به حدی که دوشب پیش کنسرت ممد که ساعت 8:30 تموم شد من حتی میترسیدم منتظر باشم بیان دنبالم !
اول میگفتن خصومت شخصی بوده
بعدکه دوتا شد گفتن به بدحجابا بوده
بعد که به یکی با تیپ دانشجویی بوده گفتن ربطی به حجاب نداره !
اول میگفتن به دخترای س

ادامه مطلب  

11  

 
بر قله اش می ایستم و با تمام کینه و خشم، با دستانی لرزان و قلبی سنگین پرچم سپیدم را میکوبم و فاتح بیست سالگی می شوم...سقفی سرم را می فشارد و قدم را خم می کند...
درّه ی آغاز را یاد ندارم...نــــــــــدارم...نه، دارم...می گذرم...
..........
دفتر خاطرات چرمی...صفحه ی پانزده...تهران
آن روز...نه...روزِ آن...
روزِ آن آرزو...آن صفحه ی شانزده...و می پنداشتم " آن " یعنی خوشبختی...
 
با امید صدبرگ را ورق زدم ...
دفتر خاطرات چرمی...صفحه ی شانزده...تهران
آن روز...نه...روزِ آن...
آن ک

ادامه مطلب  

سیدحسن حسینی (باز هم جمعه)  

 
در ظهر بامدادی
صدای حافظانه
از گلوی خسته ی همسایه
و آوار خاطرات آواره:
هنوز در به درم ای گل
و قهوه خانه ها تعطیل!
مهره های تاریخ تیر می کشد
و فقرات جنایت
                          تکثیر می شود!
مهلت عمر اندک است و
                                      بار حادثه بسیار
و دهان سوال های گرسنه
                                         باز به سمت سکوت!
باز هم جمعه
خط درشتی است
زیر سطر غایب نامت
خمیازه ی روزها
چون تازیانه ای بی رحم
روحم را در آغوش می کشد
                   

ادامه مطلب  

 

سرا پا اگر زرد و پژمرده ایم / ولی دل به پاییز نسپرده ایم چو گلدان خالی لب پنجره/پر از خاطرات ترک خورده ایم اگر داغ دل بود ما دیده ایم / اگر خون دل بود ما خورده ایم اگر دل دلیل است آورده ایم / اگر داغ شرط است ما برده ایم اگر دشنه ی دشمنان,گردنیم / اگر خنجر دوستان,گرده ایم گواهی بخواهید:اینک گواه / همین زخم هایی که نشمرده ایم دلی سربلند و سری سر به زیر /از این دست عمری به سر برده ایم

ادامه مطلب  

چه ساده گذشت از من..  

چه ساده گذشت از عشقش..
چه ساده گذشت از ان همه خاطرات خوب بد..
چه ساده گذشت از تمام لحطات از عشق مردن..
پس چه شد آن همه با هم بودن..
چه ساده گذشت و دوست داشت چون خاطره شدن..
تمام شب ها و روز هام یکی شدن..
تمام خانوادم انگار مردن..
چه ساده گذشت از آن بوسیدن های خیالی..
چه ساده گذشت از من..

ادامه مطلب  

♥ اسفندی ♥که باشی میشی ته تغاریه خدا  

من یه اسفندى ام...                                                                                                               بهم نگو چرا اینقدر راحت میخندى                                                                                          مسخره ام نکن واسه زود گریه کردنم.                                                                                        ازم نخواه یه نیازمندو دیدم ازش بگذرم.                                                                                          من یه اسفند

ادامه مطلب  

شعری نو برای کلاسم  

به نام خدای مهربون                                     
 شعری نو دارم من براتون                                  
ازکلاس و  شاگردامون    
با اونا از غصه ها بودم بیرون                        
  بگم از تدریس و خنده هامون                         
  از دعواها و اردو وشوخی هامون
از دعا ها ؛ کلیپ ها ؛ تشویق هامون              
 از خاطرات خوب و بد مون                           
  میگم بهت اسم هاشون و با کاراشون
                           

ادامه مطلب  

دانشگاست  

بوی تو را از این  خیابان میشود حس کرد
بوی تنت را از خیابانی که دانشگاست
بویی که شب بوهای عاشق را روانی کرد
بویی که خنگم کرده در صد متری اینجاست
 
حالا که تو در فکر مرد دیگری هستی
باید تمام شعرهایم را بسوزانم
باید بیاد خاطرات خوب و شیرینت
این مرد بغض آلوده را قدری بخندانم
 
دلتنگیم را طاقت آوردم ولی گاهی
تصمیم هایم جبهه دیدار میگیرد
ای وای از عاشق شدن هایی که اینجوریست
در من چرا روییده وقتی در تو میمیرد ؟
 
میز کنار در ، درون کافه "عکس"م
با استکا

ادامه مطلب  

543- دو خبرمتفاوت  

میوه‌های رنگ‌شده با دستگاه ،در فصل کالی !
«مجتبی شادلو»گفته : «در چند سال اخیر عده‌ای سودجو قبل از فصل برداشت، پرتقال را از باغداران خریداری می‌کنند و با استفاده از دستگاه‌هایی پرتقال را رنگ‌آوری می‌کنند و رنگ پرتقال را از سبز به زرد و یا نیمه زرد و سبز تبدیل می‌کنند.»به گفته رئیس اتحادیه باغداران این گونه میوه‌ها برای سلامتی ضرر دارند. زیرا میوه پرتقال، خودش اسید دارد و بر اثر گرمادهی میزان اسید آن بالاتر رفته و علاوه بر از بین رفتن خ

ادامه مطلب  

6-  

دلخوشم با نظم ِ گیسویت ، پریشانی چرا ؟!             من که مستم با نسیمی ، عطر افشانی چرا ؟!
آینه در آینه ، امشب کـــه مبهوت تو ام                      ماه را آورده ای بر چین پیشانی چرا !؟
گاه می خندی و گاهی اشک در می آوری                 آه!... عادت کرده ای من را برنجانی چرا ؟
بی تو هی دور و برم ساز مخالف می زنند                  مثل هر روزت ، قناری جان ! نمی خوانی چرا؟
با وجود سرگرانی های مردم می زنی،                      بر بساط عاشقیمان چـوب ارزانی چرا؟
جای هیز

ادامه مطلب  

یادقدیمابخیر  

 باز هم اول مهر از راه رسید و دانش آموزان بار دیگر با لباس، کیف و کفش نو راهی کلاس های درس شدند و این روز گذری است برای زنده کردن خاطرات درس و مدرسه برای بزرگترها، بزرگترهایی که با حسرت زمزمه می کنند: یادش بخیر روزهای درس و مدرسه ....
 
 
   
 
 

ادامه مطلب  

نگاه کن  

اگر روزی از کنار کوچه متروکه خاطرات مشترکام رد شدی یک دم هم که شده بایست و نگاه کن
 
 
نگاه کن که چطور برگ ریزان شده درختان چنار آن کوچه 
نگاه کن که درست مثل کوچه ی بن بست خانه ی عشق خلوت و خزان شده آن کوچه
اصلا یک بار هم که شده دوباره در آن قدم بزن 
ببین چه بر سر در و دیوار خانه هایش آمده
ببین که بوستان شاد انتهای کوچه چه ساکت و متروک شده
ببین چه باد فهرآمیزی از لابلای درختان خسته آن میگذرد
ببین که چطور نگاه هایمان محو گردش زمان شدند
آری این همان

ادامه مطلب  

دور نکن از یگانگی مرا  

  باد ِ سحرانگیزی می اومد، مثل ِ یه صفحه ی گرامافون ِ قدیمی که سوزن ِ ذهن روش سُر می خوره، صفحه ای که خاطراتت رو بازگو میکنه، همونقدر واضح، همونقدر محو. خاطرات و حس هایی که توی همین باد ِ پاییزی به یاد سپرده شدن، آگاه و ناخودآگاه. روی چمن دراز کشیدم و به آسمون خیره شدم! آبی ِ محض. برگ های چنار های خسته اونقدر روی پس زمینه ی آسمون خوب نشسته بودن که چند دقیقه ای خیره شدم به آسمون، این عکس رو که انداختم، به این فکر کردم که وقتی مطلق ِ همه ی خوبی ها صو

ادامه مطلب  

خواب سه ساله  

سلام بر کوچکی گام‌هایت؛ به تو و خاطرات در آتش رها مانده‌ات
ای اشک‌ها، مبارید در این سیلاب اشک روی زیبایت را نمی‌توانم ببینم، این بغض سنگین که در گلویم مرا خفه می‌کند نمی‌گذارد با تو سخن بگویم، صدای هق هق اجازه نمی‌دهد تا صدای دلنشین و آن نفس‌های آرامت را بشنوم......
 

ادامه مطلب  

یادم تو را فراموش  

درد می کشم.مثل معتادی که شروع کرده به ترک مواد.مثل بیماری که یک جراحی سخت را پشت سرگذاشته و دوران نقاهتش را می گذراند.دردم خیلی زیاد است.تازگی دوست داشتنت را از قلبم انداخته ام بیرون.هنوز جای زخم نبودنت درد می کند.هنوز هم توی قلبم پر از خونابه های خاطرات توست.می گویند هرچقدر زمان برای به وجود آمدن چیزی صرف شده؛ همان اندازه برای ازبین بردنش زمان نیازاست.من 6 ترم دوستت داشته ام.سخت است که بخواهم توی چند روز بی خیالت شوم.هنوز هم توی قسمت recent کامپی

ادامه مطلب  

 

تو را چه نام دهم من ، فرشته یا که پری ؟ برای من تو خدایی دمیده در بشری تو میرسی و دلم را تلاش بیهوده ست نمی شود که نبازم ، نمی شود نبری اگر تو عیب مرا هم نشان دهی غم نیست که مثل آینه ها صادقانه مینگری هنوز بعد تو سرگرم خاطرات توام تو ای ستاره چه دنباله دار می گذری برای با تو نشستن اگرچه من هیچم برای بودن با من تو بهترین نفری به بوی زلف تو از خویش می روم بی شک شبی دوباره اگر شانه ای به مو ببری تو مثل رودی و من مثل شاخه ای خشکم خوشم به بودن با تو ، خوشم

ادامه مطلب  

دخترااااااای گل روزمون مبااارک  

دختری نباش که به مردی نیاز دارهدختری باش که مردی به اون نیاز دارهو این دو باهم خیلی متفاوتند  . . .روزت مبارک
********
دختر ، خاطرات شاد و خوشی گذشتهلحظات شاد حال و امید آینده استتقدیم به دختر امروز و مادر آیندهروزت مبارک
********
خداوند لبخند زد
دخترافریده شد
لبخندخداروزت مبارک
********
 

ادامه مطلب  

"تا جنون/ فاصله ای نیست/ از اینجا که منم..."  

 

  لقد
اخترقتني كصاعقة  و شطرتني نصفين  نصف يحبك  و نصف يتعذب  لأجل النصف الذي يحبك ******************************
 
  به سانِ صاعقه ‌ای
بر من فرود آمدی
  و به دو نیمم کردی
  نیمی که دوستت می ‌دارد
  و نیمی که رنج می ‌برد
  به خاطر نیمه‌ ای که دوستت  می دارد "غادة السمان ترجمه ی خودم"
*
عنوان پست از مهدی اخوان ثالث
*
بگو چگونه فروشم غمت به شادی عالم/ که شادی دو جهان دادم و غمِ تو خریدم/
"قصاب کاشانی"
* وقتی
تمام مردم شهر به خواب می روند/ من در کوچه ها تو را قدم م

ادامه مطلب  

739  

سلام
خوبین؟
چرا میگن تعطیلات وقت رسیدن به کارهای عقب افتاده است؟
منکه به هیچ کاری نرسیدم این چند روز
خدا حلال کنه فقط دیشب جزمو خلاصه نویسی کردم که یادم بمونه همین
وگرنه نه لباس اتو زدم نه کار خاصی کردم
تازه لباس اتو کردن هم الان یادم افتاد که روپوشم اتو نداره
امروز زودتر از همه هفته ها بیدار شدم و رفتم بیرون
دیروز حواسم به راه رفتنم نبود و جلوی مامان اینا لنگیدم موقع راه رفتن
و اونا متوجه شدن که پام درد میکنه و هرچی گفتم مهم نیست و عدت کردم و

ادامه مطلب  

شبها که سر به سردی این خاک می نهم ..  

با سر رسیده ای بگو از پیکری که نیستاز مصحف ورق ورق و پرپری که نیستشبها که سر به سردی این خاک می نهمکو دست مهربان نوازشگری که نیستباید برای شستن گل زخم های توباشد گلاب و زمزمی و کوثری که نیستقاری خسته تشت طلا و تنور نه !شایسته بود شان تو را منبری که نیستآزاد شد شریعه همان عصر واقعهیادش به خیر ساقی آب آوری که نیستتشخیص چشمهای تو در این شب کبودمی خواست روشنایی چشم تری که نیستدستی کشید عمه به این پلکها و گفت :حالا شدی شبیه همان مادری که نیستدیروز ع

ادامه مطلب  

گفتگوی بسیار زیبای کعبه با کربلا:  

                          
                                 سلام بر كربلاي تو 
سلام بر نوكراي تو
گفت با کرب و بلا کعبه من از تو برترم*                                                       تو بیابانیّ و من بیت خدای اکبرم*کربلا در پاسخش گفتا اگر تو خانه ای*                                                      من همه خون خدا می جوشد از بام و درم*کعبه گفتا مرد و زن بر گرد من آرد طواف*                                                          من مَطاف مسلمین از کِهتر و از

ادامه مطلب  

چالش  

عمو پگاه جانم  منو به چالش دعوت کرده:) گفته  یه کتاب معرفی کنم منم کتاب دوستداشتنی
بابالنگ دراز که گوله ای از خاطرات کودکیم باهاش رقم خورده رو معرفی میکنم
قسمتی از کتاب:بابا لنگ دراز عزیز دیشب خواب مسخره ای دیدم که به یک کتاب فروشی رفته ام
و فروشنده کتاب تازه ای به نام "زندگی و نامه های جودی آبوت"برایم آورده! عکس من در اول کتاب
چاپ شده و زیر آن نوشته بود  "ارادتمند واقعی شما، جودی ابوت"  کتاب را خواندم و به صفحه آخر
رسیدم.تا خواستم ببینم روی سنگ

ادامه مطلب  

Khodaya shokret  

Ageh begam daram mimiram az khoshhali
ki bawaresh misheh
Vay asan az zogham toO khiaboOn paye tel ba sedaye boland harf mizadam
Kheyliiiiiii khoObeh.....
DoOstam bargasht madreseh khodemoOn
Migoft nemitoOneh tahamol koneh oOn ja ro
Vay khoda shokret k hadeaghal 1 sal bishtar ba hamim
Khodaya komakemoOn kon mesle hamisheh
Kheyliiiiiiii asheghetam
ادامه مطلب هم یکم عکسه چیز خاصی نیست با یکم هم خاطرات شبای پیش...
خیلی برا کنکورم دعا کنید لطفا

ادامه مطلب  

HighLight  

ناگهان تمام خاطرات دوران کودکی‌اش را از دست داد و دیگر خواب ندید. یا اگر دید، رویاهایش چون دیگر مردمان بود. برداشتِ او از صورت‌ها و پدیده‌های عالم، خفیف و بی‌رنگ شد. به هزارویک شب مرموز اندیشید که در آن شب‌های طویل، به ستاره‌ای که از آنِ خودش می‌دانست و منتظر بارقه‌ای شگفت از آن بود، نگاه کرده بود و هیچ اتفاق نادری نیفتاده بود. توهمی پایدار همچون ابری سبک، فلز روحش را که روزگاری تجلی آینه‌ای فراخ بود، زنگار زد و آن‌گاه وحشت، ویرانی هول

ادامه مطلب  

به قوله اليكا;بوي خاطره ميدهد امشب...  

امروز يكي از كذايي ترين روزام بوده!خب البته كذايي واسه افراد مختلف درجاته مختلفي داره و هركي واسه خودش دلايلي داره تا به موضوعه مورد نظرش لقبه كذايي رو بده!امروز البته از غروب روز من تبديل شد به يه روز كذايي و حال به هم زن و مزخرف و عوووووووق!!!الان يكي اينارو بخونه ميكه آخه كسي كه كنكور داره بايد مثه آدم سرش تو كتاباي لعنتيش باشه نه مثه من كه امروز در خاطرات غرق شدم:( اليكا و مهسا يادتونه ميخواستيم خودكشي كنيم????خخخخ!يادتونه من تصميم داشتم شوه

ادامه مطلب  

خاطرات بی پایان (23) - 영원한 추억 23 (قسمت پایانی)  

سلام جیجرا خوبین ؟؟؟ از نظراتتون ممنون ..
بعله این قسمت ، قسمته پایانیه و رمزدار ...
رمزدار کردن داستان باعث شد خیلی از اونایی که داستانو میخوندن و نظر نمیدادنو بشناسم
حالا هم رمزو نمیگم بمونین تو خماری خخخخخ
 
شوخی کردم دلم سوخید رمز داستان تو اولین پستمه (دقت کنین اولین پست ، نه اولین قسمته داستان) چون وقت نداشتم به ایمیلاتون رمزو بفرستم اینکارو کردم لطفا بعضی ها سوء استفاده نکنن و مجانی نخونن
خوندن بدون نظر هم حرامه.. چون قسمته آخره و خیلی

ادامه مطلب  

چطور...  

چطور فراموشت کنم... وقتی هوا ابری میشه...
 
از پشت شیشه ی دلم... همه چی تکراری میشه...
 
چطور فراموشت کنم... وقتی دلم تو رو میخواد...
 
توروخدا چیزی نگو...این کار ازم بر نمیاد...
 
چطور فراموشت کنم...باز دوباره زمستونه...
 
باز خاطرات عشقمون...اومد که داغونم کنه...

ادامه مطلب  

به دستورات اخلاقی احترام بگذارید  

از کنجکاوی کردن در زندگی دیگران دوری کنید.از خواندن نامه های شخصی ودفتر خاطرات محرمانه دیگران و گوش دادن به مکالمات خصوصی آنها اجتناب کنید.بدون در زدن واجازه گرفتن وارد هر مکانی نشوید.سعی در اثبات درستی نظرات و عقاید خود به دیگران نداشته باشید.تلاش نکنید که به زور افکار و عقاید دیگران را تغییر دهید، زیرا در صورت رعایت نکردن این دستورات آرامش خود را بر هم می زنید.به پدر ومادر خود نیکی کنید.با آنان با صدای بلند صحبت نکنید.“بتی.جی ایدی”می گوی

ادامه مطلب  

یادش بخیر....  

 
ایــن شـَـبــا بـیـشـتــَـر اَز هـَـمـه شـَـبـای دیـگـه اِحـسـاس میـکُـنـَم کـه تــَـنــهــام .هـَمـیـشـه وَقــتـی داغــون بــودَم مـیگـُـفـتــَم هـَمـیـنکـه " تــــو" هــَسـتــی بـَـسـَمـه ...اَمـّـا ایـن شـَـبــا هـَمـیـن " تــــــو" هــَــم نــَـدارَم ...هــَمـیــشـــه ایــنـجـــور وَقـــتـــا بـــا " تــــــو" آروم مـیـشـــدَم ...نـمـیـدونــم چـــرا خــُـدا خـــواســت کـه اَز دَسـتـِـت بـِــدَم ؟!
..................................................

ادامه مطلب  

جدایی  

وقتی از عشقت جدا میشی ، اولش داغی!
میگی بیخیال ، بی او دنیا رو عشقه....
یه چند ساعت که میگذره تند تند گوشیتو چک میکنی...
عصبی میشی....
میری smsهایی که داده بود رو چندبار از اول میخونی....
میری تو گالری و به عکساش نگاه میکنی...
یه دفعه گوشیتو میذاری کنار و خیره میشی به روبروت....
فکر میکنی به همه چی ؛ الآن کجاست ؟؟
چکار میکنه ؟؟
اونم دلش برام تنگ شده ؟؟
اونم داره کم کم ، کم میاره ؟؟
چی شد اون دوستت دارم گفتنا؟؟
اون قول و قرارا؟؟
میری توی خاطراتت دنبال نشونی

ادامه مطلب  

جایگاه زنگ ورزش مدارس کجاست؟  

سال 1306 هجری شمسی که زنگ ورزش در برنامه نظام آموزش کشور گنجانده شد، تداعی آن به یکی از خاطرات شیرین دانش آموزان تبدیل شده است. شاید مهمترین دل مشغولی های اوایل سال تحصیلی دانش آموزان، ساعت زنگ ورزش در برنامه هفتگی باشد. رسم مرسوم زنگ های ورزش مدارس ما رویه ای ثابت و تکراری دارد. بچه ها به گروه های مختلف تقسیم می شوند. برخی والیبال، بعضی دیگر بسکتبال و تنیس روی میز و بسیاری به فوتبال می پردازند و پس از 1/5 یا 2 ساعت با جمع کردن توپ ها زنگ ورزش به پا

ادامه مطلب  

دانلود آهنگ های گله گرگ،گردان،ماهواره با صدای حامد زمانی و امام رضا (ع) 2 با صدای حامد زمانی و عبدا  

دانلود آهنگ اما رضا(ع) 2 با صدای حامد زمانی و عبدالرضا هلالی
بعد از کار فوق العاده و تاثیر گزار «امام رضا(ع)» که سال گذشته در ماه مبارک رمضان پخش شد.اینبار و در سالروز ولادت امام هشتم دومین همکاری حامد زمانی و عبدالرضا هلالی با نام «امام رضا(ع)۲» شکل گرفته است.
شاعر این اثر سعید پاشازاده بوده و تنظیم آن نیز بر عهده امیر جمالفرد قرار گرفته است.
لینک دانلود:
دانلود با حجم ۱۴ مگابایت
 
دانلود آهنگ ماهواره با صدای حامد زمانی
خواننده و آهنگساز:حامد

ادامه مطلب  

و برادر مریم که رفت....  

بغضم گرفته وقتشه ببارمچه بی هوا هوای گریه دارمباز کاغذام با تو خط خطی شدخدا این حس و حالو دوس ندارمباز دور پنجره قفس کشیدمدوباره عطرتو نفس کشیدمقلم تو دست من پر از سکوتهدوباره از ترانه دس کشیدمباز خاطرات تو همین حوالیهحالم همینه و 1چند سالیه جای تو خالیهجز تو تمام شهر می دونن حالمومثل کبوترم که سنگ آدما شکسته بالمواین قلب بی قرارو از تو دارماین حس انتظارو از تو دارماسمت هنوز دور گردنم هسمن این طناب دارو از تو دارماسمت نوشته رو بخار شیشهدلی

ادامه مطلب  

پس از نزدیک به ۵ ماه کما  

آیت‌الله مهدوی کنی دعوت حق را لبیک گفت
آیت‌الله محمدرضا مهدوی کنی رئیس مجلس خبرگان رهبری، پس از نزدیک به ۵ ماه حالت کما، صبح امروز دار فانی را وداع گفت.

آیت‌الله مهدوی کنی رئیس مجلس خبرگان رهبری بعد از تحمل نزدیک به 5 ماه کما، دار فانی را وداع گفت.
ابراهیم انصاریان رئیس دفتر ریاست مجلس خبرگان رهبری در گفت وگو با خبرگزاری فارس این خبر را تایید کرد.
یار دیرین حضرت امام و رهبر انقلاب، عصر روز چهار‌شنبه 14 خرداد پس از شرکت در مراسم بیست و پنجمی

ادامه مطلب  

اندیشه در قاب  

اندیشه
در قاب
بر دیوار
در پسِ تارهای فراموشی .
زبان
قافله سالار سکوت
از ماتم نشانه ها.
قبایِ کلمات
از ساز موریانه ها
رقاصه ی تباهی ها.
خفاشان
در ترَکهای دیوار
بر بسترِ آسودگی.
فانوس پوسیده
بر میخِ زمان
در تردد سیاهی ها.
قلم
از لختی ریشه ها
قندیلِ امواج
بر مزار امید.
نگاه
بر طناب خاطرات
از شستشوی خیال
آویزه ی حسرت.
و من
چون مادری
در آغوش اشک
پیچیده بر بن بست آرزو
بر قامتی از تولد مرگ .
" غریب "

ادامه مطلب  

بنام تنهایی که باید تنها به دیدارش رفت  

.بنام تنهایی که باید تنها به دیدارش رفت..........
دوباره پاییز....
دوباره فصل مرگ عاشقان....
میپرسی:چرا فصل مرگ عاشقان...؟؟؟
لبخند میزنم ومیگویم:صبر داشته باش...تا حرفم تمام شود...جوابت را میگیری...
آری: فصل مرگ عاشقان....
عاشقانی که هر کدام خاطراتی دارند از پاییز...
عاشقانی که شکسته اند و خرد شدند زیر بار از دست دادن معشوقشان...
هر کدام هم به دلیل خاصی از دست داده اند عشقشان را...
بعضی ها مرگ...بهضی ها خیانت...بعضی ها فقر...و حتی بعضی ها از روی عشق..
هر کدام از ای

ادامه مطلب  

سد محکم رحمتي مقابل تراکتور (گزارش‌تصويري)  

مهدي رحمتي اغلب خاطرات خوبي از بازي در تبريز دارد.اين گلر سابق تيم‌ملي‌ که تمرينات تازه اي را براي تداوم در وضعيت مطلوب انجام مي‌ دهد، ديروز در سرماي تبريز فوق العاده کار کرد و بابت اين نمايش به شدت مورد حمله طرفداران تراکتور هم قرار گرفت.






به گزارش "ورزش سه"، رحمتی به دلیل اصلیت آذری همیشه مورد احترام هواداران تراکتور بوده است. دیروز اما کسی متوجه نشد که واقعا بین رحمتی و تراکتوری ها چه رخ داد که آنها اینطور در دقایق طولانی به این محبوب

ادامه مطلب  

این روزها...  

 
 
سلام به همه ی دوستام
 
خوبید؟!
 
الهی که همیشه خوب باشید و سلامت
 
این چند روز نیومدم چون تو خانواده یه صحبتایی شده بود که
وبم رو حذف کنم اما تونستم متقاعدشون کنم با شوخی:)
 
 چند روز گذشته...
 
 
سه شنبه دو تا از دندون هامو پر کردم بدون این که بی حس کنم
زیر دست دندونپزشک داشتم جون میدادم
 بندبند وجودم درد داشت و تمام بدنم یخ می کرد
 
چهارشنبه وقت ارتودنسی داشتم و بعدش از درد تب کردم
همش خواب بودم....
 
دیروز هم از دندون درد و برا این که مسکن نخو

ادامه مطلب  

 

دانلود بازی اساسین کرید1
Assassin’s Creed نام یکی از برترین های ماجراجویی و اکشن است که تاکنون چندید نسخه مختلف از آن برای پلتفرمهای مختلف عرضه شده است و اولین نسخه آن در سال ۲۰۰۸ عرضه شد . اساسین کرید ۱ داستان فردی با نام دزموند را روایت میکند که اجداد او آدمهای مهمی هستند که عضو فرقه حشاشین بوده اند و از این رو تحت تعقیب گروهی برای دریافت اطلاعات قرار گرفته است . دزموند با دستگاهی به خاطرات اجدادش دسترسی پیدا میکند و اینجاست که شما با فردی با نام ا

ادامه مطلب  

شهید سید احمد پلارک  

به نقل از یکی از کارکنان غسالخانه ی بهشت زهرا:
یکی از خطرات زیبا و معنوی که من در این 30 سال و 4 ماه خدمتم دارم در رابطه با توفیقی بود که خدا به من داد و شهید سید احمد پلارک را درک کردم. چون این شهید بزرگوار به قدری نورانی بود که حتی جنازه اش هم مکتب درس و معرفت بود. شهید پلارک را من شستم و غسل دادم. وقتی او را آوردند من به عنوان ناظر غسالخانه خدمت می کردم و خودم کمتر می شد جنازه ای را غسل کنم.
ولی وقتی جنازه این شهید عزیز را آوردند خودم دست به کار شدم.

ادامه مطلب  

هفته اول - ترم 7  

من الان حس پست گذاشتنم اومده ! شما هم منو دوست داشته باشین و پست قبلی رو بخونید 
دلوم میخواد خواننده داشته باشما اما خواننده داشتن مستلزم اینه که خواننده باشی ! و من روم به دیفاله چون اصلا خواننده خوبی نیسم !
خاطرات این هفته دانشکده رو تا یادم نرفته مینویسم 
 
بخش پریو :
یه استاد مهربون حدود یک ساعت از وقت کلاسو به این اختصاص داد که خودمونو معرفی کنیم با محل زندگیمون یه کار نیمه تموم یه خصوصیت اخلاقی و چیزی که از بخش پریو میدونیم رو بگیم خب این

ادامه مطلب  

جملات کوتاه درمورد مهر ماه وبازگشایی مدارس  

فصل مهر، فصل رویش جوانه های امید، فصل خواندن و نوشتن، از راه رسید، فصل مهر، فصل آشنایی با خدا، فصل خوشه چینی ستاره ها، فصل همکلاسی های دیروز و هم نیمکتی های امروز، از راه رسید.
امروز زنگ آگاهی به صدا در می آید و پرچم دانش برافراشته می شود، درب گلستان معرفت گشوده می شود و صدای جنب و جوش و شور و هیاهوی بچه ها، فضای مدرسه را پر می کند.



یاسمن ها از قصّه های دیروز می گویند و معلمین درس امروز می دهند و کبوتران وجود را به پرواز در می آورند، تا به دا

ادامه مطلب  

همسايه  

حدودا یه دختر ۸ الی ۹ ساله بودم ؛ كه خانه همسايه پشتي مامان اينا يك عروس و داماد جوان ساكن شدند. به سياق تمام ساختمانسازيهاي چندسال قبل شهري كه پنجره  پشتي خانه هاي شمالي يك كوچه ،بسوي حياط خانه هاي جنوبي كوچه بغلي باز ميشد ؛ ما با اين عروس و داماد ، همسايه رخ به رخي شديم كه تنها بينمان ، عرض ۴ متري حياطشان فاصله انداخته بود.
هيچ  يادم نميرود تمام مدتي كه قبل از جشن عروسي ، نزديكان عروس و داماد براي نظافت منزل و چيدمان جهيزيه به واحد رفت و ا

ادامه مطلب  

....  

این روزها سر همه مون شلوغ بود از بس که درس رو سرمون ریخته!!!!!!!!!!!!!!!!!اونقدر سرمون شلوغ بوده که نتونستیم بیایم وبلاگو به روز کنیم.....یعنی مدیونید اگه فکر کنید از سست عنصری بچه هاست که نمیان به روز کنن.
خوب بگم از خاطرات گذشه.اونایی که یادمه......
هفته پیش با بچه ها رفتیم والیبال بازی کنیم که اولش یه خانوم اومد به جمع ما بپیونده.ماهم با کمال میل پذیرفتیم!!!کلی بازی کردیم و خوش گذشت تا اینکه سه تا بچه دبیرستانی پررو اومدن گفتن ماهم بازی.....اولش که با خوش

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1