آخرین اخبار سایت

بکارت یا به کارت؟؟؟  

بکارت را درست بخوان ... یک بار دیگر... این گونه برایت تفسیر کرده اند ...
یعنی صاحبش بکار تو می آید ... ! چون هنوز این یکی را امتحان نکرده ای ! 
اما وقتی بکارت را از او گرفتی ، دیگر بکار تو نمی آید ... ! چون دیگر امتحانش کرده ای
می روی سراغ دیگری که بکار تو بیاید... این ها افتخار نیست ...
این ها عقده های تو می باشد،راستی بدان یکی هست بکارت رسیدگی کند...

ادامه مطلب  

ضد دخدر...  

دخــــدره میگه اسمم میناست  
اسم پروفایلش NA ZA NIN هستش  
اسم ای دی فیسبوکش ایدا مهربانی  
بعد ایمیلشم هست المیرا 68  
سازمان سیا تو شناسایی این مشکل پیدا میکنه  
انوقت تو جزییات زده از دروغ بیزارم
***دختره کتیبه گذاشته :
امروز یک شلوارک خریدم ،حالا اومدم خونه تنگه ه ه ه ه ه …
یک پسره : الهی قربون اون پاهات بشم من …
یک پسر دیگه : ناراحت نشو عروسکم من خودم ۳تا سایز بزرگشو میخرم …
یک پسر دیگه : چرا آخه ملوسکم؟ نکنه کمی چاق شدی؟
یک پسر دیگه : ای جانم

ادامه مطلب  

وندر دل و جان , ايمان منى  

يکجايى از  خاطرات روزانه م توى همان دفترچه ى با تصوير نفرت انگيزانم نوشته م , گزارش يک صبح , بى خواب , بى چاى , بى خط چشم ,  خسته از  بيمه و کارهاى ثبتى و کدملى ها, با فرفره راجع به صندلى هاى چرخان بگويم و تق تق صداى کفشهام سر صبح  , گرفتن دفترى که همى شه دوستش داشتم با آن صفحه ى مخصوص به خودم , يکجايى از خاطرات روزانه م توى همان دفترچه ى با تصوير نفرت انگيزانم روى همه ى اين ها خط کشيدم نوشتم : صبح خوابالو و  بى خوابى و بى چاى  و فضولى هاى ميز بغل دستى

ادامه مطلب  

تبریک سال نو  

 بنام هستی بخش 
سلام دوستان لحظات آخر سال را سپری میکنیم    هر چه بود  گذشت و به
خاطرات پیوست .  .یک سال گذشت و ما باید بی اندیشیم که د رکوله بار خاطرات خود چه حمل میکنم ؟ خوبی یا بدی ،زشتی یا زیبایی ، راستی یا دروغ ، کینه یاگذشت  ،خاطرات شیرین از با هم بودن یا تلخ از زخم زبان دوستان  هر چه بود گذشت بیایید قول دهیم از سال جدید زشتی ها را به زیبایی ها تبدیل کنیم و بجای نفرت و کینه گدشت و مهربانی را سرلوحه زندگی خود قرار دهیم بهترین دوست را فراموش ن

ادامه مطلب  

دویست و شصتمین خاطره چی شد چادری شدم: وقتی اندازه ی چادر شدم  

بسم الله الرحمن الرحیممن تازه با وب چرا چادری شدم؟ آشنا شدم و خیلی خوشحالم از اینکه خاطرات  دوستان چادریم در یک جا جمع آوری شده .تا
حالا فکر می کردم فقط منم که جریان چادری شدنش یه جوری تقریبا خاص بوده ،
در صورتی که اینجا دیدم چقدر خاطرات متنوعی از این جریان برای افراد مختلف
وجود داشتهیادم میاد که مامان خودم چادری بود اما هر وقت بهش
میگفتم مامان من چادر می خوام می گفت زوده برات! هنوز سنت کمه، بزرگتر که
شدی، باشه. اما الان می بینم که کوچولوها

ادامه مطلب  

شروع نگارش  

انشالله ميخام خاطرات روزانه يا خاطراتي كه از قبل توی ذهنم هست رو  اينجا بنويسم  ولي چون توي وب قبليم همش خاطرات طنز مينوشتم هر جوري ميخام بنويسم انگار يه جوري خنده دار در مياد بايد تمرين كنم كه خاطرات ساده هم بتونم  بنويسم  پس بنام او كه قدرت قلم از اوست

ادامه مطلب  

خود ِ خودم!  

ته ِ دلم را که بگردم کمی تنهایی می خواهم. ترانه باران تویی روی تکرار باشد، بعد من توی خانه ام بچرخم و به جزییات توجه کنم.دلم می خواهد بنشینم و بدون ِ خستگی یک دل ِ سیر خط بنویسم و آخرش از خودم راضی باشم.دلم می خواهد تمرکز کنم و کلماتی را انتخاب کنم که م بفهمد، ایمان پیدا کند و روزگارش خوش شود.دلم می خواهد به خودم فکر کنم، به جایگاهم توی این هستی، به نگاه و لبخند خداوند. ببینم من کی دوستدارش شدم که او این همه دوستم دارد.دلم می خواهد نگرانی ها را بر

ادامه مطلب  

 

خاطرات آقای جمال عظیمی (مجید کاویانی) – قسمت دومموضوع : خاطرات صدای فریادهای دلخراش از دیگر سلولها به گوش میرسید که
معمولا نیمه های شب صورت میگرفت و معلوم بود که دارند افراد را شکنجه
میکنند.! شرایط سلول قابل تعریف نبود، به دلیل نبودن تهویه و پنجره‌ای ؛
روزها گرم و شبها سرد بود و با قطع کردن آب، بوی دستشوئی آزار دهنده بود.
(برای جلوگیری از استحمام اغلب آب را قطع میکردند.) ...

ادامه مطلب  

انتــــــــــها...  

باز پاییز امد و قلب مرا لرزاندمرا به یاد خاطرات با تو بودن می اندازداما این خاطرات مرده را در کجا خاک کنم؟برگ های پاییزی به صورتم میخوردیک مکث کوتاه .قدم هایم را برداشتم و به سوی امتداد جاده حرکت کردماما وقتی به آنجا رسیدم اخر دنیا نبودبه دوراهی ختم میشد که قلب مرا از هم جدا میکردو انتهای راه را نمیدیدمنمی دانستم کدام راه را انتخاب کنمپس از وسط دو راهی رفتم و خود را به پایین دره انداختمو آرام و بی صدا بر روی تخته سنگ ها افتادمو قلبم به آن طرف

ادامه مطلب  

خاطرات لاغری!  

دو تا دختر داشتن با خاطرات لاغریشون واسه هم افه میومدن...اولی میگه من اینقد لاغر بودم که وقتی میرفتم حموم مامانم در چاه رو با یه چیزی میپوشوند که من نیوفتم تو چاه!!!دومی میگه این که چیزی نیست یه بار من یه آلبالو رو باهسته اش قورت دادم همه از مامانم میپرسیدن که دخترت چند ماهه حامله اس؟؟!!

ادامه مطلب  

نوشته های من را اهدا نکنید...!!!!  

شاید یکی از دغدغه های اصلی ام که همراه با نگرانی هم هست این باشد که بعد از مرگم بازماندگانم بروند سراغ دست نوشته های پنهانی و یا فایل هایی که با رمز در رایانه ام رمز گزاری شده اند و آن ها  را بخوانند.می دانم و مطمئن هستم که اگر بعد از مرگم این اتفاق بیفتد تنم در گور می لرزد . به حدی که دلم می خواهد زنده شوم و بیایم سروقت آن هایی که خیلی دوست دارند از کار من سر در بیاورند.البته این احساس به معنای این نیست که من حتما دست نوشته هایی راز آلود و سرّی  د

ادامه مطلب  

آرتین نفسم  

امروز آرتین 55 روزه شه من این مدت وقت نکردم بیام و خاطرات نفسم رو ثبت کنم چون همش درگیر کاراش بودم . خداروشکر الان پسر گلم بزرگ شده و من یکم وقت آزاد دارم سعی میکنم بیشتر بیام و خاطرات پسر گلم رو براش ثبت کنم . 5 روزه دیگه باید بریم و آمپول دو ماهگی آرتین رو بزنیم .

ادامه مطلب  

دلنوشته.....  

92 داره تموم میشه...سالی که بدترین عید و بهاره زندگیم بود.سرشار از خاطرات تلخ و شیرین...شروع زندگیه جدید تو شهر جدید و دوستای جدید.تنها شانسم تو این سال بیدا کردن دوستام بود..دلم واسشون تنگ شده.اما خاطرات تلخ عید و 10 اردیبهشت هنوز اشکمو در میاره و اذیتم میکنه و منو واسه رویارویی با عید جدید به استرس میندازه..دلم واسه یه نفر تنگ شده خیلی تنگ ولی میدونم که حتی نمیتونم دلتنگیمو بهش نشون بدم یا بفهمونم..میدونم که تا اخر عمرمم اگه خدا خدا کنم نمیشهبای

ادامه مطلب  

غرغر  

گلوم بدجوری داره اذیتم می کنه.دیشب واقعا تا صبح نخوابیدم.خوبه این سری مثل بچه آدم رفتم و دو تا امپول زدم و دکتر هم رفتم و خود درمانی نکردم.کاش زدتر این گلو درد و سوزشش خوب بشه.انگار مریضی هم یه دوره داره و هرکاری بکنی باز هم خوب خوب نمی شی ولی اعتراف می کنم این سری خیلی بهتر از دفعه های قبلم.حداقل گوشام و دماغم نگرفته.الان بیشترین چیز تبیه که شبا می کنم و این گلو درد لعنتی.همتمم نمی گیره یه سوپ برای خودم درست کنم ولی دیگه امروز تصمیم گرفتم.

ادامه مطلب  

دغدغه من  

خیــــــلــی دوس دارم....یه وسیله ای باشه ...شبیه تلوزیون یا کامپیوتر...بعد وصل بشه به مغز آدم ها ...                              و تمام فکر ها و خاطرات و کلا هر چی تو ذهنمون هست رو نشون بدهو بتونیم خاطرات بد رو  delete کنیم..(البته باید شیفت و دیلیت رو با هم بگیریم که هیچوقت برنگرده)یا فکرای بد رو از ذهنمون پاک کنیم...خدایا! اگه بشه چی میشه !!....

ادامه مطلب  

چون به خلوت میروند .  

واعظان گین جلوه در محراب و منبر میکنند
             چون به خلوت میروند ان کار دیکر می کنند .
      حا لا شده حکایت دوستان ما .
            اقا ریلایف داری ترامادول چطور امپول سقط جنین چطور  الکل خرما هم دارین  ندارین ای بابا
اون که تو هر سوپری پیدا میشه  .
           امپول فلان رو که دارین .
            اقا یواش تر پولش رو برو بده صندوق تا بگم بچه ها از صندوق عقب ماشین برات بیارن ......
........پیر مرد که سال ها بود می شناختمش و می دونستم پسر مریض دا

ادامه مطلب  

خاطرات دبیرستان1  

خاطرات دوره راهنماییم خاطرات خوبی نیستن پس یه ضرب میرم سر دبیرستانروزی که قرار بود برم واسه ثبت نام دقیقن نمیدونستم برم کدوم دبیرستان ثبت نام کنم برم انسانی،تجربی،ریاضی خب از تجربی و ریاضی که خوشم نمیومد پس تصمیم گرفتم برم انسانی خب دو دبیرستان انسانی بود که از هیچ کدوم خوشم نمی اومد یه روز ظهر بابام گفت: یه دبیرستانی یه ساله باز شده به اسم دبیرستان علوم و معارف اسلامی صدرا اول دو دل بودم چون توش علوم و معارف اسلامی بود از بعضیا هم شنیدم که

ادامه مطلب  

یک داستان بسیارجالب  

در زمانی های قدیم یک دختر از روی اسب
می افتد و لگنش از جایش در می‌رود. پدر دختر هر حکیمی را به نزد دخترش
می‌برد، دختر اجازه نمی‌دهد کسی دست به باسنش بزند هر چه به دختر میگویند
حکیم بخاطر شغل و طبابتی که میکنند محرم بیمارانشان هستند اما دختر زیر بار
نمی رود و نمی‌گذارد کسی دست به باسنش بزند.
به ناچار دختر هر روز ضعیف تر و ناتوان‌تر میشود تا اینکه یک حکیم باهوش و
حاذق سفارش میکند که به یک شرط من حاضرم بدون دست زدن به باسن دخترتان او
را مداوا

ادامه مطلب  

خاطره ها..  

یه عالمه خوشحالم از اینکه اینجارو دارم و دیگه کسی نوشته هامو نمیخونه و فقط امیرم میخونه .نمیدونم چون این چند روزه بی کارم و درس نمیخونم انقدر تو خاطرات گم شدم یا اینکه تو هر شرایط دیگه ای هم بودم حالم همین بود!نمیدونم اگه الان یا بهتره بگم این روزا در کنار هم نبودیم حال جفتمون چطور بود !!!!!!!امشب یاد اون روزی افتادم که تو عید رفتیم پارک لاله و من از دیدن اون همه گل شوکه شده بودم و تو مدام در گوشم میگفتی گل من از همه ی این گل ها خوشگل تره !چقدر از شن

ادامه مطلب  

خاطرات زمستان  

برفها آب شده بود
و دیگر خبری از سرمای زمستان نبود. کم‌کم اهالی دهکده می‌توانستند از
خانه‌هایشان بیرون بیایند،  از گرمای خورشید بهاری و سبزی و طراوت گیاهان
لذت برده و در مزارع به کشت و زرع بپردازند. در آن روز،شیوانا
همراه یکی از شاگردان از مزرعه عبور می‌کرد، پیرمردی را دید که نوه هایش
را دور خود جمع کرده و برای آنها در مورد سرمای شدید زمستان و زندانی بودن
در خانه و منتظر آفتاب نشستن صحبت می‌کند.
شیوانا لختی ایستاد و حرفهای پیرمرد را گو

ادامه مطلب  

مسعود جلیلیان آهنگ خاطرات ، بی لیاقت ، قسم و گناه  

چهار آهنگ کردی جدید و بسیار زیبا از مسعود جلیلیان آهنگ خاطرات ، بی لیاقت ، قسم و گناه
 




براي دانلود روي آهنگ مورد نظر خود کليک راست کنيد و بعد گزينه Save Target As را بزنيد
فرمت : Mp3 / کيفيت : 128Kbps
1.بی لیاقت
2.قسم
3.گناه
4.خاطرات

ادامه مطلب  

جزییات هزینه ای اجرای نمای کامپوزیت  

هزینه های اجرای نمای کامپوزیت به ازای هر متر مربع به شرح زیر می باشد:1- 45 تا بیش از 100 هزار تومان هزینه خرید ورق2- 10 تا 15 هزار تومان هزینه ی قوطی مربوط به شاسی و صفحه فرز و پروفیل بر و الکترود ( هر متر مربع 3.5-5 کیلو آهن نیاز دارد).3- 5000 تومان در صورت استفاده از فریم.4- 25 تا 35 هزارتومان بابت شاسی کشی و نصب ورق (بسته به حجم و صعوبت کار)

ادامه مطلب  

به زودییییییییی.....  

سلام سلاااااامخوبین خوشین؟دوتا از دوستای قدیمم دیدم کامنت گذاشتن کلییییییییی خوشحال شدممرسییییییییییی ، ببخشید هنوز کامنتا تایید نشده...خیلییی خیلییییییییییی خسته ام...دیشب کم خوابیدم و امروز پروژه داشتم و یه سری دیوونه بازی انجام دادیم با حامد ک مفصل باید با عکس و جزییات براتون تعریف کنمفردا منتظر یه پست طووووولاااااانییییییییی باشین و شاید عکس از منو همسریم....:*

ادامه مطلب  

کلبه ی غم  

می دونی چرابین انگشتان دست فاصله است؟   ........................................................................................................  چون یه روزی یه دست پیدامیشه که جای خالی رو پرکنه.. همه میگن برای رسیدن به عشقت باید از تموم دنیا بگذری،اما توکه دنیای منی چطوری ازت بگذرم..؟؟؟بدترین دلتنگی آن است که کنار او باشی وندانی که هرگز به او نخواهی رسید ..............مینویسم خاطرات بااشک راه درشبی غمگین و تاریک و سیاه می نویسم خاطرات از روی در و تابدانی دوریت بامن چه کرد

ادامه مطلب  

 

خلیی بدی ضعیفه دارم به این حس میرسم که منتظر بودی تا من ازت جدا بشم عیبی نداره میگذرد همه ی اینها میگذرد طوری که نه من نه تو نه خاطرات من نه خاطرات تو بماند انی که می ماند همان دوستت دارم های الکی خواهد بود که نثار هم میکردیم خوش باش به فکر منه عوضی نباش نفله ات دیگر نیستم  نمیدانم کی جای من رو تو زندگیت میگیره؟ولی دعا میکنم او خوشبختت کند مستی بهانه کردمو چندان گریستم                    تا کس نداندم که گرفتار کیستم

ادامه مطلب  

عاشقانه6  

سرخوش آن لحظه که از دوست سلامی برسد
بی خبر باشی و از دور پیامی برسد
در دفتر عشق زنده نگه داشته ام یاد تو را
از خدا می طلبم زندگی شاد تو را
کلبه اس ام اس
 
از عاشقی پرسیدند: چرا کور شدی؟
گفت: چشمانم را دوست داشت، فدایش کردم!
 
 
 
یا باش یا برو….
نمیخواهم از دور مراقبم باشی…
از دور دوستم بداری…
باشی اما من در لحظاتم حست نکنم
یا باش یا برو…
 
کلبه اس ام اس
 
دارم برگ میکشم اما نه سیگار برگ !!!
برگ برگ خاطرات سوخته ام را که داخل سیگارم
ریخته ام …
 
 
 


ادامه مطلب  

خواهد پرید !  

این چند وقته آهنگ هم چیز خوبی است...البته مطابق سلیقه ی من! تیکه ی آخرش البته چندان عالی نیست!این آهنگ ر هیچوقت در ماشین براتون نخواهم گذاشت پس خواستید اینجا دانلود کنید!http://www.iransong.com/g.htm?id=72633خاطرات تو از یاد من نمیره...کسی دیگه عشقُ یاد من نمیده!مرور میکنم من خاطراتُ، تا دلم بگیره، یا دلم بمیره!خاطرات تو از یاد من نمیره...کسی دیگه عشقُ یاد من نمیدهمرور میکنم من خاطراتُ، تا دلم بگیره، یا دلم بمیره!پ.ن : کلا آهنگای این آقا خوبن بعضا... آهنگ همین حرف

ادامه مطلب  

گزارشی لحظه به لحظه از کتاب فروشی بچه های کتاب  

من سرِ خود وبلاگی راه انداخته ام از گزارش لحظه به لحظه ی بچه های کتاب و خاطرِ کتاب ها را آن جا می نویسم.همه ی کامنت ها آن جا تایید می شود.دوست دارم اولین کسانی که پا به این وبلاگ می گذارد شماهای خوب ِ خودم باشید...خاطرات کسی که کتاب ها را در حوض حیاط می شوید

ادامه مطلب  

عشق های امروزی یعنی.‏‎!!!...‎  

عشق یعنی غنچه بی خارو خس*عشق یعنی لابه لای پیش وپس*عشق یعنی مالشی برسینه ها*‏‎ ‎عشق یعنی انحنای باسن ها*عشق یعنی لذت همبستری خوردن آن نقطه خاکستری*عشق یعنی مخ زدن با یک سخن دیدن عریان سرتاپای تن*عشق یعنی بردن پا در هوا*عشق یعنی صدتکان بی صدا*عشق یعنی از کمر تا پشت پا*عشق یعنی کردن تا خایه جا*عشق یعنی ریزش آب کمر لذت جمعه شبی بی دردسر**عشق یعنی تا سحر سازندگی کردنی با عزت و بالندگی**

ادامه مطلب  

پیامک های دلتنگی جدید رای کسی که عاشقه ....  

                                              بعضی از آدمها . . .ارزش خاطره شدن هم ندارن !::::موهایم را آنقدر کوتاه میکنم تا خاطره انگشتانت را از یاد ببرند . . .دیری نمی پاید ، خاطراتت دوباره می رویند . . . !::::ﺷﻬﺎﻣـﺖ ﻣﻴﺨـﻮﺍﺩ ” ﺑـﺪﻭﻥ ﺍﺷک ”ﺧﺎﻃﺮﺍﺗـﺖ ﺭﺍ ﻣﺮﻭﺭ ﻛﺮﺩﻥ . . .::::تو برای همیشه میروی و من چقدر کار روی سرم ریخته !خاطرات زیادی برای فراموش کردن دارم . . .::::بضى خاطره ها لبخند میارن رو لبت ، بضى وقتا هم حاضرى هرکارى کنى که یادِ اون خاطره و حماقت

ادامه مطلب  

تخیلات.  

بدترین خصوصیت ذهن من رویا پردازی و تخیل بی حدش است . کافیست یک حرکت کوچک کند، شروع میکند به تحلیل ان، بازنویسی 100 ها اینده ی ممکن با ان، مکالمه راجب ان با افراد و تمام جواب های احتمالی انان.ذهن من یک جورهای لج باز ترین موجود در زندگی من است، کافیست شروع به فکر کردن کند، تا برای تمام شخصیتهایم تحلیلی ارائه ندهد ول کن ماجرا نیست، متمرکز نمیشود و در تمام راه های ممکن همزمان مسیرش را طی میکند . این افتضاح است، هیچ حسابی برای میزان وقتی که تلف میکن

ادامه مطلب  

بارش برف  

همواره یکی از خاطرات کودکی ام را که شاهد بارش برف در تعطیلات عید نوروز که باعث قطع برق شد و نتوانستیم تلویزیون را تماشا کنیم را یک رویا می پنداشتم و خیال می کردم این خیالی بیش نبوده یا شاید هم خواب. ولی امسال در عید نوروز بعد از یک هوای گرم ُ ناگهان برف آمد و خیلی جاها را سفید پوش کرد مسافران قافلگیر شدند و بعضی هایشان نیز خوششان آمد و عکس می گرفتند در خیابان همه  تعجب می کردند و پیرها می گفتند که تقریبا در سال های بعد از ۱۳۶۰ چنین هوایی بوده و

ادامه مطلب  

نویر: از برنابئو خاطرات خوبی دارم  

مانوئل نویر، سنگربان بایرن مونیخ درباره قرعه کشی به خبرنگاران گفت: "به بازی دوباره در برنابئو بسیار خوش بین هستم. وقتی به آن استادیوم فکر می کنم خاطرات خوب زیادی به یاد می آورم. صعود در بازی دوم در آنجا و در پنالتی ها دیوانه کننده بود."همین طور درباره جو شهر مادرید هم بسیار کنجکاوم چون اتلتیکو و رئال در بازی های رفت میزبان هستند. در روز های سه شنبه و چهارشنبه طرفدارانی از هر چهار تیم حاضر در نیمه نهایی در مادرید خواهند بود. مسلما فستیوال بزرگ و

ادامه مطلب  

منو بارون  

سراغی از ما نگیری نپرسی که چه حالیم عیبی نداره می دونم باعث این جداییم رفتم که شاید رفتنم فکرتو کمتر بکنه نبودنم کنار تو حالتو بهتر بکنه لج کردم با خودم اخه حِسِت به من عالی نبود...احساس من فرق داشت باتو دوست داشتنِ خالی نبود بازم دلم گرفته تو این نم نم بارون چشمام خیره به نوره چراغ تو خیابان خاطرات گذشته منو می کشه اروم چه حالی دارم امشب به یاد تو زیر بارون بازم دلم گرفته تو این نم نم بارون چشمام خیره به نوره چراغ تو خیابان خاطرات گذشته م

ادامه مطلب  

حال و روز خوشی ندارم  

دیگه اینجا رو دوست ندارمدیگه هیچ کس رو دوست ندارم دیگه خودم رو هم دوست ندارمچند روز پیش با بابا حسابی دعوا کردمحرفهایی میزنه که اصلا تو سرم نمیره اعصابم خورد دلم دلمشغولیم رو میخوادبابا نمیدونه تنها شدمهیچ کس نمیدونه . بابا میگه تورو جادو کردنمیگم اخه من چی هستم که بخوان جادوم کنن کی هستم من تنهام تازه از همه هم سن و سالهام هم کمتر دارم یعنی چیزی ندارم که بخوان بهم دختر بدنحالاتو میگی جادوم کردن اخه جادوم کردن به تاج وتخت بابام برسن؟یا به ث

ادامه مطلب  

133- باز کردن الگو (1)  

سلامامیدوارم تعطیلات خوبی رو پشت سر گذاشته باشینمتاسفانه تو این مدت اصلا فرصت نشد پست جدیدی بذارمپستهایی که در ادامه میذارم مربوط به ژورنال میشه و با توجه به این پستها باز کردن الگو رو یاد میگیریماین تصاویر و الگوها نشون میدن که ساسون سرشانه رو به چه قسمتهایی میتونید منتقل کنید و چطور اوازمان بدیناگه اینها رو یاد بگیرین به مرور و تمرین میتونید هر تصویری که دیدین الگوشو برای خودتون باز کنید و متوجه بشین که چطور الگوش رو ترسیم کنیدبرای باز

ادامه مطلب  

132- مانتوی شالدار  

شماره 1 : (تصویر بالا)این مانتو از جلو فقط توسط یک سنجاق سینه در بالا میتونه بسته بشه و زیرش هم یک تاپ داره میتونید این تاپ رو رنگ خود مانتو بگیرید یا اینکه رنگ تاپ رو با شلوار ست کنیدیک الگوی اولیه ریون تهیه میکنیمبرای مانتو بهتر است از اندازه های واقعی استفاده شدو (بدون کم کردن) و حتی 2سانت هم آزاد شودتاپ زیر مانتو هم میتواند یک تاپ کاملا جدای حلقه ای باشد یا فقط یک جلوی تاپ باشد و از درز پهلو به مانتو وصل شوداولی بهتره چون راحت تر میشه درش آورد

ادامه مطلب  

هي خدا  

باید برم ازین دیار نبینم اون همدم ویار
میخوام فراموشش کنم همش جلو چشمام میاد
هر وقتی که میبینمش یه دلهره تو دل میاد
اگه بخوام نبینمش باید برم ازین دیار
هر وقتی که میبینمش یه دلهره به دل میادش
اگه بخوام نبینمش باید برم ازین دیار
خداحافظ خاطرات خوب من
سرنوشتم بوده این رفتن من
خداحافظ شهر خاطرات من
همیشه نگهدارت باشه گل من
خداحافظ خاطرات شیرین من
سرنوشتم بوده این رفتن من
خداحافظ شهر خاطرات من
همیشه نگهدارت باشه گل من

ادامه مطلب  

کناره هر قطره اشک  

دلم میخواد برم یه جای دور.... اینقد دور که دست خدا هم بهم نرسه....
این اشک های لعنتی هم که به ادم امون نمیدن...گونه هام میسوزن ازبس که بغضامو شکستم
کاش دل سنگتر بودم... کاش ادم خشک و بی احساسی بودم کاش...
دلم یه پاک کن میخواد تا بتونم خاطرات چند روز پیشو که هی جلوم رژه میرنو پاک کنم...
خاطرات الکل نیست که خشک شد بپره....ولی کاش میپریدن...
اخه من چجوری باید با دو ساعتِ خاطره انگیز کنار بیام!!!!!
فقط دو ساعت بود اما عمر بیست سالمو تحت تاثیر قرار داد.....
اخه من چ

ادامه مطلب  

لاشی باشی باید تا کمر تاشی...  

در تاریخ چند هزار ساله این مملکت ، نداشتیم که لیلی عاشق باسن مجنون
بشه ! سر جدتون شلوارو بکشین بالا . !این مارک شورت رو هم بکنین ،
بچسبونید روی پیشونیتون اگه خیلی واجبه ! برو عقب عزیز من!!من خودمم اینقد به خودم نزدیک نمیشم، شما ک جای خود داری!!!!

ادامه مطلب  

عاشقانه و اس ام اس و پیامک  

اونی ک تنهام گذاشت.... ی فرشته بود... ی فرشته... فقط بال نداشت امیدوارم خدا بهش بال برای پرواز بده تا............ بره زود تر گورشو گم کنه ک من دیگه بهش فک نکنمنیکوتین سیگارآدم ها را جذب نمی کندآدم ها به دود سیگار معتاد می شوندخیره می شوند به دود و غرق در خاطراتآدم ها معتاد خاطرات می شوند...دلتنگم...دلتنگ شبهایی ک با بوسیدنهای تو میخوابیدم..وصبح ها با حرف‌های نوازش گونه ی تو بیدار میشدم...دلتنگم..دقیق نمیدانم رد پایت را در دلم که بگیری به کدامین بهانه اطلس

ادامه مطلب  

اس ام اس غمگین جدید  

ادم گاهی دوس داره غرق شه/نه در سکوت نه درخیال/ادم دوس داره گاهی تو یه اغوش غرق شه.....به دلم نشستی ولی دو زانو!معذب نباشبرو عقب قشنگ تکیه بدهپاهاتم دراز کناین دل فقط جای توئهﺯﻥ :ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺩﺍﺭﯼ ﻣﯿﺮﯼ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﯾﻪ ﺑﺴﺘﻪ ﺷﯿﺮ ﺑﮕﯿﺮ، ﺍﮔﻪ ﺭﺏ ﺩﺍﺷﺖ ۶ ﺗﺎ ﺑﮕﯿﺮ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﻌﺪ ﮐﻪ ﺷﻮﻫﺮ ﺑﺎ ۶ ﺑﺴﺘﻪ ﺷﯿﺮ ﺑﺮ ﻣﯿﮕﺮﺩﻩ ﺯﻥ :ﭼﺮﺍ ۶ ﺑﺴﺘﻪ ﺷﯿﺮ ﺧﺮﯾﺪﯼ؟ ﻣﺮﺩ :ﻭﺍﺳﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺭﺏ ﺩﺍﺷﺖ ﻣﻄﻤﺌﻨﻢ ﯾﻪ ﺳﺮﯼ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺍﻭﻝ ﺍﯾﻨﻮ ﻣﯽ

ادامه مطلب  

...  

امروز واکسن یکسالگیت رو زدیم این واکسن به نسبت قبلیها درد نداره و تب نمیکنی دکترت هم گفت که استامینوفن ندیم بهت الحمدالله خیلی هم گریه نکردی بعد واکسن هم دستهات رو باز کردی رفتی بغله خانوم دکتر انقد خندیدیم دکترت گفت همه بعد امپول فرار میکنن تو چه قدر مهربونی ... قربونت برم پسر خوش اخلاق من نمازم رو بخونم تا قضا نشدهپیاده روی با اجسام سنگین

ادامه مطلب  

سال جدید  

 سلاممممممم. یک سال دیگه هم تموم شد حالا چه خوب چه بد  خلاصه تموم شد . به همین زودی تموم شد. یک سال گذشت حالا با خاطرات خوب یا بد در کل گذشت . تموم خاطرات بدشو بنداز دور. کینه هارو هم فراموش کن    وبیخالشون شو.  و حالا سال جدید شروع شده با تمام خاطرات خوب و بدی که در پیش داره بیایین خوش حال باشیم تو این سال جدید به زندگی امید داشته باشیم و به خدااااا جونمون توکل کنیم  تا بهترینا نسیبمون بشه .امیدوارم تو سال جدید بتونی  شادی کنی و شاد زندگی کنی.

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1