آخرین اخبار سایت

داستانی زیبا...  

یک دختر از روی اسب می افتد و باسنش (لگنش) از جایش درمی‌رود. پدر دختر هر
حکیمی را به نزد دخترش می‌برد، دختر اجازه نمی‌دهد کسی دست به باسنش بزند,
هر چه به دختر میگویند حکیم بخاطر شغل و طبابتی که میکنند محرم بیمارانشان
هستند اما دختر زیر بار نمی رود و نمی‌گذارد کسی دست به باسنش بزند. به ناچار دختر هر روز ضعیف تر وناتوان‌تر میشود. تا اینکه یک حکیم باهوش و حاذق سفارش میکند که به یک شرط من حاضرم بدون دست زدن به باسن دخترتان او را مداوا کنم...
پدر

ادامه مطلب  

نظرات  

یکشنبه 25 خرداد1393 ساعت: 20:36
توسط:علی

سلام یعقوبی جان الغرض خاطرات این حمام با خاطرات من هم بدجور گره خورده از کلاس دوم ابتدائی ما به این مدرسه آمدیم و پنج سال شیرین ابتدائی را در این بهترین سرزمین خدا سپری کردیم. نوشته هایت سوز دل مرا هم بالا برد. اندوهیاد ناشی از زیباترین رویاهای کودکی که چه بد گذشت و چه خوب در ذائقه شیرینی می کند ولی نبودن قسمت مهم آن خاطرات یعنی حمام عمومی گویی ستون خاطراتم را درهم می شکند. خاطرات عروسی و رقص و تیراندازی به خ

ادامه مطلب  

سربریدن پسر بچه ای ۵ساله شاید بدستان پدر  

به گزارش خبرنگار بجستان نیوز: صبح روز گذشته متاسفانه جنازه پسربچه ای ۵ساله با سر بریده شده از خرابه های پشت قبرستان روستای سردق از توابع بجستان پیدا شد در این جنایت دلخراش پدر مقتول بعنوان مظنون اصلی پرونده دستگیر و با هماهنگی های مقامات قضایی تحت نظر و بازجویی می باشد .
یک مقام آگاه که خواست نامش فاش نشود گفت: جزییات قتل و علت و انگیزه هنوز محروز نگردیده و در دست پیگیری است. وی اظهار داشت جزییات قتل و عامل یا عاملین آن توسط نیروهای زبده نیرو

ادامه مطلب  

رفاقت یعنی؟  

رفاقت یعنی؟
-رفاقت یعنی زندگی 
 
-رفاقت یعنی خون دل خوردن 
 
-رفاقت یعنی زیر دیوار آرزو مردن
 
-رفاقت یعنی در دریای معرفت غرق شدن ولی از پل نامردی رد نشدن
 
-رفاقت یعنی مونس تنهایی ها
 
-رفاقت یعنی در آرزوی دیدار کسی به انتظار نشستن
 
-رفاقت یعنی عسل(شیرین ترین چیزی زندگی)
 
-رفاقت یعنی بد تر اززهر(تلخ ترین خاطرات زندگی از دوستان نامرد)
 
-رفاقت یعنی شادی یا غم زندگی
 
-رفاقت یعنی دفتر خاطرات پر از خاطرات شیرین
 
-رفاقت یعنی یکبار آشنایی برای همیش

ادامه مطلب  

Push back to have enough time to push self from forward  

دی.پی. از من، دی.آر. از تو.بیا تو باور کن، همه چیزهایی که من باور نمی‌کنم را.من باور نمی‌کنم را.من باور را.من را.تو.بوی سبز همه خاطرات خاکستری…بوی سبزشان…تو که می‌دانی من تمام انگیزه‌ام برای به پیش تاختن این‌ست که معدود خاطرات سبزمان، بوی‌شان، خاطرشان، هیچ‌چیزشان، خاکستری نشود.

ادامه مطلب  

خاطرات شیرین  

سلامقسمت اول: (با اولویت بالا)امروز بعدازظهر با بابا که حالش نامساعد بود و مامان رفتیم شهر ج .تو شهر که بودیم چشم به پیاده رو ها بود و یاد اون روزها و خاطرات که هم خوشی و ناخوشی خوشی بود.یادش بخیر فرشتهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ازش چیز زیادی اطرافیانم نمی دونن.نگفتم. هنوزم صداش تو گوشمه و حرکاتش و صحنه داخل اتوبوســــــــــــــــــــــــــــــــــــ       قسمت دوم:تو مطب که برا ویزیت نشسته بودیم دختر روبرویی خیلی به چشم آش

ادامه مطلب  

بُن بست..!  

ما به "بن بست" رسیدیم!من و تو اما تا به ته ِ این کوچه برسیم ..انگار دنیا را زیر پایمان گذاشتیم!باران می بارید و ما همچنان می خندیدیمحالا در این کوچه تنهایم!بدون ِ تو قدم زدن در این کوچه ی بن بست..نمی دانی که چه حالی دارم..!خاطرات ِ خوب از یادم نخواهد رفت حتی اگر دیگر باران نبارد!خاطرات را مرور کن!اما هیچوقت مثل من بغض نکن..طاقت نمی آوری دیوانه..!من به این کوچه ی بن بست وفادارم...!

ادامه مطلب  

خاطرات...  

راستش به نظرم خاطرات آدمی حرمت دارند.تلخ و شیرینش فرقی
نمیکند...میدانی؟ خاطرات است که باعث رشد میشود اصلا، باعث میشود که آدمی
زندگی را بهتر بشناسد، خودش را بهتر بشناسد  وبرای مسیر زندگیش تصمیم
گیری کند...اصلا همان خاطرات تلخ هم باعث بزرگتر شدن و پخته تر شدن ادمی
میشوند...راستش نمیشود که آدمی را حذف کرد،دوستی را فراموش کرد یا رنجی
را تحمل کرد وبعد از آن با خودت بگویی تمام شد...این میشود که این وسط باید
چیزی باشد که باعث پیوند تو بشود که همان خ

ادامه مطلب  

یک سال گذشت  

یک سال گذشت
یک سال پر از خاطرات
خاطرات شیرین انگشت شمار
اما پر خاطرات تلخ بیشمار
یک سال چه زود گذشت اما انگار چندین سال گذشت
یک سال پر از شبهایی که برای صبح شدنش جان کندم
و چه صبح هایی که شب پنداشتمش
یک سالی که مثل بچه ای زمین خوردم و گریه کردم
اما کسی نبود که دستم را بگیرد
اشکهایم را پاک کند و بگوید گریه نکن ببین بزرگ شدی
یک سال گذشت
یک سال پر از درد
پر از سوال های بی جواب
پر از حرف های ساده اما با یک دنیا عشق 
پر از دوستت دارم های بی جواب
یک سال


ادامه مطلب  

Angry Birds Star Wars II به طور رسمی معرفی شد  

بالاخره Rovio از بازی جدیدی از سری بازی های Angry Birds
رونمایی کرد . این نسخه با نام Star Wars II معرفی شده و ادامه ای بر Angry
Birds Star Wars می باشد که در نوامبر ۲۰۱۲ منتشر شده بود . برای مشاهده
جزییات این بازی به ادامه ی پست مراجعه کنید .

ادامه مطلب  

خاطرات نداشته  

دارد خفه اَم می کند،
دلتنگی ِ مدام ِ این روزها،
برای کسی که نمی دانم کیست...
می آید؟! یا رفته است؟!
خاطرات ِ نداشته اَم، حرف های ِ نگفته اَم،
حرف های ِ نشِنیده اَم،
عاصی اَم کرده، بی قرارم کرده...
کاش سحر رنگ می ریخت از پیکر ِ شب
تا بی قراری های ِ گاه به گاه من
بی بهانه ی شب تمام می شد...!
(سمیرا)

ادامه مطلب  

دفترچه خاطرات جیک مولر خلاصه زندگی...  

جیک: از  وقتی به دنیا امدم چیزی جز بدبختی و زجر ندیدم. وقتی من هنوز به دنیا نیومده بودم پدرم نه وسکر من مادرمو ترک کرد،ولی مادرم همیشه از اون خوب میگفت چرا؟ مادر به خاطرت بیماری که داشت نمیتونست بازم کار کنه من بخواتر مادرم در 13 سالگیم به اردش پیوستم و به جنگ های زیادی رفتم تا این که مادرم من را در 24 سالگی تنها گذاشت. من را دستکیر کردند ولی حتی خودم هم نمیدونم برای اون ها چینی حرف میزندند بعد از مدتی من تونستم حرف های ان ها را بفهمم. اون ها دربار

ادامه مطلب  

1038  

 
رفتم دکتر میگم دکی جون پر*یود نمیشم! هی هم خارش میگیرم با اینکه خیلی حواسم به خودمه!
دکتر ثابت کرد حامله م :)))))))))))
هیچی دیگه میخواست از این امپول هورمونیا بده! گفتم نمیخوام! تازه دارم هورمونامو مرتب میکنم. صبر میکنم عادی خودش پیش بره... بگو چه غلطی کنم عفونت نکنم... قرص و کرم داد.
بعد میخواستم معاینه ی سینه بکنه. گفت توی این سن سرطان سی*نه تقریبا محاله!!! ولی بعد از تموم شدن پ*ریو*د بهترین زمان برای چکاپ سی*نه س. اونموقع بیا!
هیچی دیگه!
منتظرم بچه م ب

ادامه مطلب  

ویبرو شیپ  

لينك سايت اين آگهيهمه آگهی های قيمت:  
لاغری ویبرو شیپ  # لاغری موضعی # کاهش 2 الی 3 سایز در ماه # صد در صد تضمینی # تحت لیسانس آلمان # یک سال گارانتی # قابل استفاده در نواحی عضلات بازو ها ،ساق پا ، دور سینه و سر شانه ها # در 2 مدل ویبره ای و ویبره حرارتی # چهار موتور لرزشی قوی + یک موتور مجزای حرارتی قوی کمربند لاغری ویبرو شیپ Vibro Shape Slimming Belt با استفاده حداقل روزی 10 دقیقه از دستگاه بسیار قوی "Vibro Shape" در مدت یکماه ، حداقل 2 الی 3 سایز کاهش اندازه در اندام خ

ادامه مطلب  

پروتز حجم دهنده و فرم دهنده باسن، پروتز سینه  

لينك سايت اين آگهيهمه آگهی های parsbeautyshop قيمت:  00000
خدمات » زيبايي و بهداشتپروتزباسنپروتز حجم دهنده و فرم دهنده باسن، پروتز سینهپروتز حجم دهنده و فرم دهنده باسن، پروتز سینهاگر شما مایل به استفاده کپسول و ژل و محصولاتی از این قبیل نیستید می توانید از پروتز های ما استفاده کنید این پروتز ها بر روی اندام مورد نظر قرار می گیرند به گونه ای که تشخیص آنها از روی لباس غیر قابل ممکن می شودپروتز حجم دهنده وفرم دهنده باسن وسینه ساخته شده از سیلیکون که ن

ادامه مطلب  

 

سختی تحریم را من و تو خوب درک نکردیم آن پدری درک کرد که دختر 19 ساله اش بیماری اِم‌ اِس داشت داروی اِم‌ اِس 11 میلیون شد و پدری کارمند که حقوقش تنها 30 هزارتومان افزایش داشت !
 
مادری درک کرد که پسر 15 ساله اش سرطان خون گرفت قیمت هر امپول سرطان خون 5 میلیون شد ونتوانست کاری برای پسرش بکند
 
از آنجا که مرحله اول درمان این بیماران، نیازمند ۱۰ آمپول است، پس باید در همین مرحله اول، ۵۰ میلیون تومان برای آمپول‌های مورد نیازشان هزینه کنند.
 
تازه، این فق

ادامه مطلب  

خاطرات شیرین ...  

امروز آخرین امتحانم رو میخوام بدم و تموم
یه حال خاصی داره
همیشه امتحانام که تموم میشد ، تو صرافت بودم که ترم بعد چه درسایی رو بردارم ، چه روزهایی رو خالی بزارم ، مثلا عاشق این بودم که سه شنبه ها خالی باشم
بهترین خاطرات عمرم تو سه شنبه ها رخ داد .
خاطرات شیرین .
الان که یادش افتادم نفس عمیق کشیدم
دوران دانشجوییم بهترین دوران زندگیم بود .
احساس جوونی احساس شادابی ، احساس به روز بودن .
همه خاطراتم رو دوست دارم

ادامه مطلب  

خاطرات  

 
بعضی از خاطرات رو
به هر شکل
و هرچند بار
پاک کنی
مث اصلاح سر یه گل یا خاره یا درخته
بازم با یه اهنگ یا یه خاطره یا یه شباهت یا ........................................
یه طوری زنده میشه که ا نگار هیچوقت دفن نکرده بودیش:(
انگار نه انگار که الان باید تبدیل به اسکلت میشد
مث روز اول بلند میشه و زول میزنه به چشمات و لبخند میزنه
و تو
انگار نه انگار که خوده تو
اونو دفن کرده بودی
دلت میخواد محکم بغلشکنی و سیر گریه کنی اما تا بغلش میگیری قبل ازاینکه حسش کنی
غبار میشه و میره

ادامه مطلب  

فانی با حالت قهر جلسه با تشکل های صنفی معلمان را ترک کرد  

 
سخنگوی کانون صنفی معلمان ایران:
فانی با حالت قهر جلسه با تشکل های صنفی معلمان را ترک کرد

 
 
 
سخنگوی کانون صنفی معلمان ایران جزییات دیدار تعدادی از تشکل‌ها صنفی معلمان از جمله کانون صنفی معلمان ایران (تهران)، انجمن اسلامی معلمان و سازمان معلمان با وزیر آموزش و پرورش را تشریح کرد.
سخنگوی کانون صنفی معلمان ایران جزییات دیدار تعدادی از تشکل‌ها صنفی معلمان از جمله کانون صنفی معلمان ایران (تهران)، انجمن اسلامی معلمان و سازمان معلمان با وزیر

ادامه مطلب  

چرا هاشمی رفسنجانی خاطره می‌نویسد؟  

نگاهی به خاطرات منتشرشده‌ی هاشمی رفسنجانی؛                به نظر می‌رسد که یکی از اهداف هاشمی در نشر سالانه‌ی ‌خاطرات و همچنین درج موردی آن‌ها در سایت شخصی‌اش، تبیین و توجیه مسائل سیاسی داخلی و خارجی روز است. به این ترتیب، آنچه اهمیت پیدا می‌کند، نه خصیصه‌ی تاریخی و معطوف به گذشته‌ی خاطرات هاشمی، بلکه نگرش کنونی او نسبت به مسائل است.

ادامه مطلب  

1604 خاطرات - از بچگی پسر مهربونی بودم :دی  

خالم خاطرات بچگی  واسم تعریف میکرد میگفت :
زمانی که 4 ساله بودم  شب که همه میخوابیدن
میرفتم تو آشپز خونه همه ی نخود و لوبیا و عدس و اینارو قاطی میکردم
آب هم بهشون اضافه میکردم :دی
بعد با داد و فریاد همه رو بیدار میکردم و میگفتم :
بیاین آش بخورید :))))))))))))
.
.
کلا از بچگی اینقدر پـسـر مهربونی بودماااا ^__^

ادامه مطلب  

28 اردیبهشت  

سلام
 ننوشتنم علت خاصي نداشت. بي حوصله بودم و بي انگيزه و متاسفم كه نتونستم به خودم مسلط بشم و از ثبت اوقات شيرين دخترم غافل شدم. از آغاز سال 93 و مسافرتمون. از 12 ساله شدن ريما و جشن تولدش. از خاطرات مدرسه اش كه هر كدومش مي تونست يه پست جداگونه باشه و خاطره انگيز. ارتبريكات روز مادر و پدر و معلم و كارگر و ... كه اومدن و رفتن و چندين و چند مطلب ديگر. نمي دونم دفعه بعد كي و چگونه به اين وبلاگ خواهم آمد. اما اميدوارم بتوانم روزانه نويسي هايم را از سر بگي

ادامه مطلب  

درباره دا  

با یکی از مراجعان کتابخانه که بسیار اهل خواندن بود در مورد کتاب مشترکی که جدیدا" خوانده بودیم صحبت می کردم که به یکباره گفت:"خانم فلانی شما کتاب دا را خوانده اید؟" گفتم:"نه! راستش را بخواهی چند بار خواستم این کار را بکنم ولی نمی دانم چرا وقتی به این کتاب می رسم مردد می شوم!" گفت:" حتما" بخوانید کتاب خیلی خوبی است. من از اول تا آخرش یکسره اشک ریختم." گفتم:"خب برای چی؟" گفت:"آخه خاطرات جنگ است!" با تعجب نگاهش کردم!
فردای آن روز به سراغ کتاب رفتم. دو نسخه

ادامه مطلب  

جزییات ثبت نام ترم تابستان 93 دانشگاه پیام نور / دستور العمل ثبت نام  

دستورالعمل ثبت نام ترم تابستانی دانشگاه پیام نور سال تحصیلی 93-92 اعلام شد محمدعلی کریمی سرپرست معاونت آموزشی و تحصیلات تکمیلی دانشگاه پیام نور دستورالعمل ثبت نام ترم تابستانی سال تحصیلی 93-92 این دانشگاه را به شرح زیر اعلام کرد:-1در خواست مهمان شدن دانشجو و تایید آن توسط مرکز / واحد مبداء و مقصد از تاریخ 6 تیرماه 93 لغایت 18 تیرماه 93
 

ادامه مطلب  

استخدام در بانک سپه  

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از روابط عمومی بانک سپه، بانک سپه از طریق آزمون استخدام می‌کند.
 
با صدور مجوز استخدامی از سوی معاونت توسعه مدیریت و سرمایه نیروی انسانی ریاست جمهوری امکان جذب نیروهای جدید در بانک سپه فراهم شد.
 
بر اساس گزارش پایگاه اطلاع رسانی بانک سپه آزمون استخدامی بانک سپه 17 مرداد ماه سال جاری در تهران و مراکز استانها برگزار می شود.
 
علاقه‌مندان به شرکت در این آزمون می توانند از تاریخ 10 الی 16 تیر ماه با مراجعه به سایت بان

ادامه مطلب  

هم سنگران! قمار نکنید.  

 
دو روز می شود که دار و ندار اتاقم را ریخته ام وسط و هر وقت حوصله ام بگذارد می روم وسطِ همه شان می نشینم و مرور خاطرات می کنم. خیلی هم عاقلم! داشتم یک پوشه را که پر از کتاب چه های کوچک بود وارسی می کردم که یک دفترچه دیدم. رویش نوشته بود «روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید»! و کنار دفترچه نوشته بود «مردی از جنس مردم»! و آن پایین هم نوشته بود ستادِ مردمی حمایت از... . یاد خاطرات نه سال پیش افتادم.  بعد آمدم جلوتر و باز خاطرات سه سال پیش. آدم ها چه قدر عوض می

ادامه مطلب  

وب جدددددید  

سلووم...یه وب جدید زدیم به نام  خاطرات بلیبری .....
اوون جا خاطره می نویسیم...... این جا داستان..... البته الا ن چیزی توش ننوشتیم.... ولی به زودی  می نویسیم...
قالبشو خودم  درس کردم.... ازتون می خوام توی این پست نظر بزارید....که قالبش خوشگله؟ یا عوضش کنم؟ 

ادامه مطلب  

دفتر خاطرات...  

 بعضی وقتا تو زندگی به جایی میرسی که آینده دیگه نمیتونه تو رویاهات جولان بدههمه زندگیت,فکرت میشه یه دفتر خاطرات که تمام خاطرات خوب و بد زندگیت که بهت ارزش بودن داده توش حک شدهولی افسوس که جز یه کاغذ خط خطی چیزی از اون روزا نموندهاز اون همه شور,اشتیاق,عشق,زندگی...زندگیت میشه مثل شبی که یه شمع واسه مرور نوشته های روزای قشنگت همراهیت میکنهفقط یه شمع مونده برات از اون همه طرفداراره...طرفدارایی که نمی دونستن واسه همراهی یه نفر به چیزی بیشتر از حرف

ادامه مطلب  

 

باسنی زیبا بسازید!
 
خلاصه: با انجام ۴ حرکت، ضمن تراشیدن چربیها و شکل دادن به عضلات پشتتان، سطح آمادگی جسمانیتان را هم افزایش دهید.
آیا فکر می کنید از وقتی مرز ۴۰ سالگی را پشت سر گذاشته اید، تاثیر جاذبه بر اندامتان نمایان تر شده است؟ در ادامه، اخبار خوشی درباره عضلات سرینی (باسن) خواهید خواند: این عضلات، که قویترین و فعالترین عضلات بدن هستند، مجهز به بهترین امکانات برای مبارزه با افتادگی ناشی از افزایش سن می باشند. این چهار حرکت متنوع، حداکث

ادامه مطلب  

لحظه های من  

بیا به جرم عاشقی بکش منو...نرونگاه کن این تَن نَحیفُ زارُ خسته روتو رو...به جون خاطرات خوبمون بمونتو رو...به جون خاطرات تلخمون نروبیا و راحتم کن از نگاه آدمانذار بگیره دامنم رو آه آدما بگو چرا باید بسوزه لحظه های من...به خاطر نگاه اشتباه آدما...

ادامه مطلب  

عطر تو !  

عطر توخاطرات هنوز بوی تورا میدهند, وقتی که تو بودی و همه چیز از تو بود؛ خاطرات هنوز بوی تو را میدهند, موسمی که پای درخت سیب غرق در بوسه می شدیم و من بودم و تو خدایی نبود که برهنگی لبهایمان را گناه محسوب کند. بدون ترس و معصیت در چشمانت غرق میشدم. هر جا که میروم بوی تو را میدهند.

ادامه مطلب  

 

همين امروز داشتم رد مي شدم از جايي كه نبايد. راهم را كج كردم. زانو زدم روي زمين. جلوي در ِ ورودي... نميدانم دست هاي كه بود كه بازويم را گرفت و كشيدم كناري زير درخت ها. چادرم را كشيدم روي سرم و از ته ِ دل زار زدم براي همه چيز. براي روزهايي كه آدم هايي قدم مي زدند اين جاي ِ خيلي خيلي عجيب را. خاطراتم آن قدر ناگهاني زنده شدند كه بدجور غافلگير شدم. اين خاطرات وقتي زنده مي شوند آدم را تا لب ِ پرتگاه مي برند و تو هر لحظه دلت سقوط مي خواهد. سقوط به دل ِ خاطرات

ادامه مطلب  

60  

دوباره مریض شدم شب ساعت 12 بود
بردنم بیمارستان
سرم و امپول :|
دیگه عادت کردم هه
فقط داشتم گریه میکردم.وقتایی که حالم بد میشه فقط گریه میکنم
یه دختر کوچولو خوشگل کنار تخت من بود بهش سرم وصل کرده بودن
اسمش آهو بود داشت بهم دلداری میداد که گریه نکن تو دیگه بزرگ شدی
به به چه اسم قشنگی داری مهسا :|
فقط اینو میخوام بگم که اون دختر کوچولو از من بزرگتر بود :)
نه سنش کم بود از لحاظ عقلی بزرگ بود :|
بهم میگفت یه اسب دارم اسمش شاهین حالت خوب شد بریم باهم سوار شی

ادامه مطلب  

"خاطرات روسپیان سودازده من"/ "گابریل گارسیا مارکز"  

"یک هفته گذشت" و من لباس خانه را که شبیه لباس مکانیک ها بود روز و شب در نیاوردم. حمام نمی گرفتم، ریش هایم را نمی تراشیدم و دندان هایم را مسواک نمی زدم، چون عشق خیلی دیر به من آموخت که آدم خودش را برای کسی مرتب می کند برای کسی لباس می پوشد و برای کسی عطر می زند و من هیچ وقت کسی را نداشتم.
 
______________________________________
"خاطرات روسپیان سودازده من" "گابریل گارسیا مارکز"

ادامه مطلب  

خاطرات جالب یک جاسوس انگلیسی  

قبلا این کتاب جالب رو برای گوشی هایی که جاوا بودن گذاشته بودم ولی بخاطر جالب و مفید بودن
این کتاب و البته تعداد دانلود بالای اون ، این بار این کتاب جالب رو برای گوشی های اندروید گذاشتم ؛
درباره کتاب : این کتاب ، کوتاه و کم حجمه و شامل خاطرات یه جاسوس وفادار انگلیسیه که به شکل یه مسلمان
وارد سرزمین های مسلمونا میشه و ... ؛
واقعا جالبه ؛
با خوندن این خاطرات میتونین ببینین دید یه سیاستمدار انگلیسی نسبت به شما چیه !
لطفا نظرتون رو بعد از خوندن کتاب ب

ادامه مطلب  

جزییات دستگیری شرور ۲۱ ساله مازندرانی / شلیک پلیس کار ساز شد  

جزییات دستگیری شرور ۲۱ ساله مازندرانی / شلیک پلیس کار ساز شد

هراز نیوز : ماموران  شجاع پلیس اطلاعات و امنیت آمل توانستند طی  عملیاتی  غافلگیرانه شرور ۲۱ ساله مازندرانی  را  دستگیر کنند.
به گزارش هراز نیوز:حوالی ظهر نهم تیر ماه ۱۳۹۳ بود که تیم ویژه  اطلاعات و امنیت فرماندهی انتظامی آمل در حال تعقیب و مراقبت یکی از شرورهای سابقه دار  بودکه بعد از مشاهده متهم متواری مامورین تلاش  به دستگیری وی مینمایند و با فرار متهم تعقیب وگریز ماموران با ا

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1